!!!!!!!عاشق شو عاشق ،خدا!!!!!!!

عاشق

مدام گفتی خیالت تخت من وفادارم


و من چه ساده لوحانه خیالم را تختی کردم


برای عشق بازی تو با دیگری...


خوش به حالش که وقتی در آغوشت آرام گرفت


به اومیگویی قبل تر از تو هیچ کس نبود در افکارم


نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 19:41 توسط محمد| |

امروز یکی از روزای خوش زندگیمه


روزی ک تو تقویم دلم همیشه پابرجاست



تو این روز قشنگ زمستونی


آرشم بهم حلقه داد


از امروز به بعد زندگیم رنگ تازه ای بخودش گرفته


ما ماله همیم


خدایا من و آرشمو بهم برسون


آمیییییییییییییییییییییییییین

واااااااااااای نمیدونین که

اینقد قاط زده بودم که خودم انداختم تو دلش 


اونم افتاد زمین


ولی کلی خندیدیم


عکس عاشقانه



نوشته شده در سه شنبه هفدهم دی 1392ساعت 19:23 توسط محمد| |

 

من همون جزیره بودم

خاکی و صمیمی و گرم

واسه عشق بازی موجها

قامتم یه بستر..

یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجها

یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی

غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد

برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه

حس عاشقی همینهههههههههههههههههههه

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد از من و دلم گذاشتی

رفتی با قایق عشقت روی روشنی فردا

من و دل اما نشستیم  چشم به راهت لب دریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره

ولی حتی وقته مردن باز سراغت رو میگیره ....

این طور نیست ؟


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم تیر 1391ساعت 9:10 توسط محمد| |

زندگي دفتري از خاطره است

يك نفر در دل شب ، يك نفر در دل خاك

يك نفر همدم خوشبختي هاست ، يك نفر همسفر سختي هاست

چشم تا باز كنيم عمرمان مي گذرد ، ما همه همسفريم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 11:37 توسط محمد| |

گل اگر خشك شود ساقه اش مي ماند

دوست اگر جدا شود خاطره اش مي ماند

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

نوشته شده در پنجشنبه دهم فروردین 1391ساعت 11:36 توسط محمد| |

عشق یعنی چه؟


دختری کنجکاو میپرسید : عشق یعنی چه؟


دختری گفت : اولش رویا آخرش بازی و بازیچه


مادرش گفت : عشق یعنی رنج پینه و زخم و تاول کف دست


پدرش گفت : بچه ساکت باش بی ادب! این به تو نیامده است


رهروی گفت : کوچه ای بن بست


سالکی گفت : راه پر خم و پیچ


در کلاس سخن معلم گفت : عین و شین است و قاف، دیگر هیچ


دلبری گفت : شوخی لوسی است


تاجری گفت : عشق کیلو چند؟
مفلسی گفت : عشق پر کردن شکم خالی زن و فرزند است


شاعری گفت : یک کمی احساس مثل احساس گل به پروانه


عاشقی گفت : خانمان سوز است بار سنگین عشق بر شانه


قاضی شهرگفت : عشق را گفت حد هشتاد تازیانه به پشت


جاهلی گفت : عشق را عشق است


پهلوانی گفت : جنگ آهن و مشت است


رهگذری  گفت : طبل تو خالی است


دیگری گفت : از آن بپرهیزید یعنی دور کن بر آتش دست


چون که بالا گرفت بحث و جدل توی آن قیل و قال ، من دیدم


طفل معصوم با خودش می گفت : من فقط یک سوال پرسیدم

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم خرداد 1390ساعت 8:59 توسط محمد| |

عاشقتم

عاشقتم قد لحظه بوییدن تو

عاشقتم مثل گریه هام روی شونه تو

من میمیرم بی تو

عاشقتم مثل بوی بارون روی خاک

عاشقتم مثل لالایی مادر پاک پاک

عاشقتم مثل ناله مجنون بی قرار عاشقتم واسه این دلی که میشه زار عاشقتم مثل خنده مومن تو بهشت عاشقتم واسه اون که قصه ما رو نوشت

عاشقتم مثل بوسه برگا روی خاک

عاشقتم قد هراس برگ ز باد

من میمیرم بی تو

عاشقتم مثل بوی بارون روی خاک

عاشقتم مثل لالایی مادر پاک پاک

من میمیرم بی تو

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 13:25 توسط محمد| |

 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 13:17 توسط محمد| |

 

از پنجره نگاه بکن آره اون میاد               درسته بی وفاست ولی  باید بیاد

 

میدونه دلم براش بدجوری تنگ شده           ولی نمیدونم دل اون چرا از سنگ شده

 

غم دوریش کم بودش حالا بی وفا شده           نه یه زنگی نه تماسی آره بی رنگ شده

 

آخه من چکار کنم با این دل بهونه گیر              ای خدا کمک بکن برو ای دل بمیر

 

تو چرا سنگ نشدی میونه این همه  سنگ            میدونم دوسش داری مثل یه احصاصه قشنگ

 

آخه دوست داشتنیه مثل لیلا میمونه                     دل من شیدادییه مثل مجنون میمونه

 

فدای نازش بشم این نازش کشته مارو                  حالا که عاشق شدم می خواد بگه از پیشم برو

 

خدایا این احصاصمو از دلم نگیر                     ولی خصلت بدو از دل یارم بگیر

 

آخه گناهم نداره همش تقصیره منه  زود دل می بندم               زود عاشق میشم اینم میشه گفت یه جوری گناهه منه

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 13:16 توسط محمد| |

 

همه چیز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم

یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم

تو نگرانم نشو !!

همه چيز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی !

یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو !

یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...

و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم !

تو نگرانم نشو !!

همه چيز را یاد گرفته ام !

یاد گرفته ام که بی تو بخندم.....

یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....!

یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو !

یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم ....

و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم !

اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ...

که چگونه.....!

برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ...

و نمی خواهم که هيچ وقت یاد بگیرم ....

تو نگرانم نشو !!

فراموش کردنت" را هيچ وقت یاد نخواهم گرفت


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 13:15 توسط محمد| |

   عشق

                                           درعشق باختم هرچه که داشتم

                                           درعشق سوختم هرچه که کاشتم

 

دیگه باورم شده تنها شدم هیچکی نیست دست تودستام بذاره. ..

دیگه آرزوم اینه ببینمت سرروی شونه هات بذارم دوباره ....

هرشب خوابت می بینم اما تو رفتی و برنمی گردی میدونم ...

خواستی که فراموشت کنم ولی میدونم نمیتونم ................

میدونی تنها شدن حقم نبود منیکه همیشه عاشقت بودم .....

توبرو سفرفراموشم بکن اما من همیشه عاشق می مونم ......

باتوبودن با تو موندن فقط تو خواب وخیاله.......

رفتی از پیشم هنوزم رفتنت واسم سواله ؟؟؟

رفتی سفر با رفتنت سوختم وخاکستر شدم ...

خواستم که از یادم بری رفتی وعاشقتر شدم ...

درد رفتنت هنوزم یه عذاب سینه سوزه .......

یکی هست درانتظارت چشمهاش به دربدوزه ...

اگه تنهام بذاری می میرم و یه روزی سر به بیابون می ذارم ...

بذار تا همه بدونن عاشقم بدونن جز تو کسی رو ندارم .......

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 13:12 توسط محمد| |

 

      عشق تلخ

     .....

     عشق من ..... عشق من

            از من گذشتی خوش گذر ..... بعد از این حتی تو اسمم را نبر

     خاطراتم را تو بیرون کن ز سر ..... دیشب از کف رفت فردا را نگر

آخر این یکبار از من بشنو پند ..... بر منو بر روزگارم دل مبند

  عاشقی را دیر فهمیدی چه سود ..... عشق دیرین گسسته تارو پود

    گرچه آب رفته باز آید به روز ..... ماهی بیچاره اما مرده بود

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 13:9 توسط محمد| |

 تنهای  تنها  تو حصار غبار غما

     من ـ تو  دنبال واژه ها برا حرفها

              غم تنهایی غمِ مژگان  چشاتِ

                                           ولی تو حس چشات شریکه

                        اول واژ ه ها گفتن غمهِ تنهایی

                                  ولی غبار چشات حکایت ِ رفتن‌ ِ

                 اول رسم غمت پاکی عشق بود

                              حالا آخر حرفات رسم بدعهدی ِ شکستن

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 13:8 توسط محمد| |

از همه پرسیدن عشق چیست....؟؟؟

از کودکی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت........بازی

از نوجوانی پرسیدن عشق چیست؟ گفت.......کینه.

ازجوانی پرسیدن عشق چیست ؟ گفت......پول وثروت.

از پیری  پرسیدن عشق چیست؟  گفت...........عمر

ازگل پرسیدن عشق چیست ؟ گفت....از من خوشبوتر.

ازپروانه پرسیدن عشق چیست؟گفت:از من زیباتر .

ازخورشید پرسیدن عشق چیست؟ گفت:از من سوزانتر.

 و در آخر از خود عشق پرسیدن ..؟؟؟؟؟

ای عشق تو کیستی ؟؟گفت به خدا قسم نگاهی بیش نیستم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390ساعت 22:4 توسط محمد| |

استقلال برتري خود را در نيمه دوم نيز حفظ كرد، تا بتواند گام اول را در جده محكم بردارد.
به گزارش گل ، آبي‌پوشان تهراني در نيمه دوم يك بازي كاملا منطقي را ارائه دادند. اگر چه سفيدپوشان الاهلي موقعيت‌هاي زيادي را تدارك ديده و حتي با دستور داور صاحب به پنالتي شدند؛ اما درخشش محمدمحمدي از يك سو و تجربه و آمادگي بالاي فرهاد مجيدي از سوي ديگر باعث شد تا استقلال علاوه بر دفع موقعيت‌هاي حريف براي بار دوم به گل دست‌يابد.
گل دوم استقلال بر روي جايگيري فرهاد مجيدي و ارسال زيباي خسرو حيدري رقم خورد. خسرو حيدري از جناح راست نفوذ خوبي داشت و ارسال دقيق او اين فرصت را براي كاپيتان آبي‌پوشان ايجاد كرد تا با ضربه سر دومين گل استقلال را به ثمر برساند.
بعد از اين گل ، بازيكنان الاهلي روي دروازه محمدي، حملاتي را تدارك ديدند كه در دقيقه 40 نیمه دوم، يكي از آنها نتيجه داد. ارسال محمد مسعد باعث شد تا حسين راهب تك گل تيم ميزبان را به ثمر برساند. بعد از اين گل و در دقايق باقيمانده سفيدپوشان الاهلي كه اميدوار شده بودند، بر شدت حملات خود افزودن اما در نهايت با دميدن سوت داور ژاپني به نشان پايان مسابقه اين نماينده كشور ما بود كه در كشور عربستان به يك پيروزي قاطع دست يافت.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 20:10 توسط محمد| |

ز غيبتي طولاني بنده رو سياه برگشتم چطورين حالتون خوبه؟ مثله هميشه بهونه واسه دير اومدنم دارم ولي نميگم ديگه شما ببخشيد منو. تازه اينم كه ميبينين من اومدم به خاطره اين بود كه نغمه خانوم به من زنگ زد يك تلنگري به من وارد كرد منم مجبور شدم به روز كنم. نغمه جان واقعا ممنون در واقع از وقتي كه شمارمو بر داشتم مطالب كمتر شده ولي خوب مجبور بودم آدماي مزاحم زياد بودن. جا داره از مريم عزيز هم تشكر كنم به خاطر ايميل هاي پي در پي و زيباش خوب مطالبه ارسالي از سويه دوستان تو را دوست ميدارم ولي افسوس كه توهرگز نميداني ، نگاهت ميكنم شايد بخواني ازنگاهم ، ولي افسوس كه تو حتي نگاهم رو نميخواني --- از طرف نغمه عزيز چه حقيرند مردمي كه نه جرئته دوست داشتن دارند نه اراده ي دوست داشتن ، نه لياقته دوست داشته شدن و نه متانته دوست داشته شدن و مدام شعر عاشقانه مي خوانند. --- از مريم خانوم مرد به كرات عشق مي ورزد اما كم و زن به ندرت اما بسيار --- از مريم خانوم وقتي كسي رو دوست داري حاضري جون فداش كني حاضري دنيا رو بدي فقط يك بار نگاهش كني به خاطرش داد بزني به خاطرش دروغ بگي رو همه چيز خط بكشي حتي رو برگه زندگي وقتي كسي تو قلبته حاضري دنيا بد باشه فقط اوني كه عشقته عاشقي رو بلد باشه قيده تمومه دنيا رو به خاطره اون ميزني خيلي چيزا رو ميشكني تا دله اونو نشكني حاضري بگذري از دوستايه امروز و قديم اما صداشو بشنوي شب از ميون دو تا سيم حاضري قلبه تو باشه پيشه چشايه اون گرو فقط خدا نكرده اون يك وقت بهت نگه برو حاضري حرفه قانون رو ساده بزاري زير پات به حرفه اون گوش بديو به حرفه قلبه با وفات وقتي بشينه به دلت از همه دنيا ميگذري تولد دوبارته اسمشو وقتي ميبري حاضري جونت رو بدي ، يه خار تويه دستشم نره حتي يه ذره گردو خاك مبادا تو چشاش بره وقتي كسي تو قلبته يك چيزه قيمتي داري ديگه به چشمات نمياد اگر كه ثروتي داري نزار كه از دستت بره اين گنجه خيلي قيمتي --- از مريم گل قلبم را در روشنايي امروز تقديمت مي كنم تا در تاريكيه فردا فراموشم نكني --- از مريم خانوم گر در بيابان ها صد سال ويران شوي ، بهتر است اندر وطن محتاج نامردان شوي --- از ساناز صفاي خاطر دلها زدرد است / دل بي درد همچون گور سرد است. --- از ساناز میروم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانی خویش به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه ی خویش می برم که در آن نقطه ی دور شستشویش دهم از رنگ گناه شستشویش دهم از کله ی عشق زین همه خواهش بیجا و تباه می برم تا ز تو دورش سازم ز تو ای جلوه ی امید مهال می برم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال ناله می لرزد می رقصد اشک آه بگذار که بگریزم من از تو ای چشمه ی جوشان گناه شاید آن به که بپرهیزم من بخدا غنچه ی شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید شعله ی آه شدم صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسید عاقبت بند سفر پایم بست میروم خنده به لب خونین دل میروم از دل من دست بدار ای امید عبث بی حاصل سلام بهونه قشنگ من برای زندگی آره بازم منم همون دیونه همیشگی فدای مهربونیات چه میکنی با سرنوشت؟! دلم واست تنگ شده بود این نامه رو برات نوشت! حال من و اگه بخوای رنگ گلای قالیه جای نگاهت بدجوری تو صحن چشمام خالیه ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه از غصه هام هرچی بگم جون خودت بازم کمه دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون فریاد زدم یا تو بیا یا منو پیشت برسون فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خسته ات نکنه غم غریبی عزیزم سرد و شکسته ات نکنه چادر شب لطیفتو از روت شبا پس نزنی تنگ بلور آبتو یه وقت ناغافل نشکنی اگه واست زحمتی نیست بر سر عهدمون بمون منم تو رو سپردمت دست خدای مهربون راستی دیروز بارون اومد منو خیالت تر شدیم رفتیم تا اوج آسمون با ابرا هم سفر شدیم از وقتی رفتی آسمون پر کبوتره زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بدتره فدای تو نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم ! حقیقتو واست بگم به آخر خط رسیدم رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی قسمت تو سفر شدو قسمت من آوارگی به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته یه قلب تنها و کبود هلاک یک نگاهته من میدونم‌من میدونم همین روزاعشق من ازیادت میره بعدش خبر میدن بیا که داره عشقت میمیره عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه تنها دلیل زندگی! با یه غمی دوست دارم داغ دلم تازه میشه اسمتو وقتی میارم وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر مگه نگفتم چشاتو از چشم من هیچ وقت نگیر حرف منو به دل نگیر همش غم غریبیه تو رفتی من غریب شدم چه دنیای عجیبیه! میگم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن نورشون بدرقه پاکی لحظه هات کنن تنها دلیل زندگیم! با یه غمی دوستت دارم...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در سه شنبه دهم خرداد 1390ساعت 19:48 توسط محمد| |

پرسش زخمی ستاره را مرگ پاسخ گفت.

 

ستاره به دنبال ماه خاموش شد...

 

تاج طلایی خورشید در سیاهی حسادت،دوباره درخشید وجهان را مملوء از

رکود کرد.

 

اما آنگاه که آسمان از گرمی عشق سرخ شود وقلب سرد من را تو با

حضورت  گرم کنی،

ستاره دوباره به زمین چشمک

 

 میزند.

 

وخواهد گفت که تا ابد در کنار ماه نفس خواهد کشید.

 

پس...

 

به حرمت چشمان خسته اش بیا عاشق شویم...!

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 9:42 توسط محمد| |

غرور...
 

 

آنگاه كه غرور كسي را له مي كني، آنگاه كه كاخ آرزوهاي كسي را ويران مي كني، آنگاه كه شمع اميد كسي را خاموش مي كني، آنگاه كه بنده اي را ناديده مي انگاري ، آنگاه كه حتي گوشت را مي بندي تا صداي خرد شدن غرورش را نشنوي، آنگاه كه خدا را مي بيني و بنده خدا را ناديده مي گيري ، مي خواهم بدانم،دستانت را بسوي كدام آسمان دراز مي كني تا براي خوشبختي خودت دعا كني؟

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 18:50 توسط محمد| |

او رفته است

 

و همه چيز تمام شده است

 

مثل يک مهماني که به آخر مي رســــد

 

وتو به حال خود رها مي شوي

 

چرا غمگيني ؟

 

اين رسم زندگيست ...

 

lights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.giflights5sp.gif

                                

وحشت از قصه که نه ، ترس ما خاتمه هاست


ترس بیهوده نداریم صحبت از خاطره هاست

 
صحبت از کشتن ناخواسته ی عاطفه هاست


کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ماست


ما سرانجام ، سرانجام گرفتیم به هیچ ...

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 18:48 توسط محمد| |

اگه مي خواي فراموشم کني تو بذار دوباره من ببينمت

واسه ي آخرين بار توي آغوش بذار بگيرمت

اگه هنوزم مي شنوي تو اين صدا رو

بيا بر گرد و ببين اين قلب ما رو

که ديگه غبار غم رو دل نشسته

بيا پاک کن اين همه گرد و غبارو

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

يادته گفتي چقدر غمگين مي خوني تو بزن شاد بزن تو هم ميتوني

حالا اين جا غمو با شادي ميخونم تا بگم بي تو من نه شاد نميمونم

کوچه بي تو بي عبوره کوچه چه سوتو کوره

کوچه بي تو بي عبوره اين کوچه چه سوتو کوره

 

عزیزام

جنگل سرخ خزان

در پي مرگ جهان

بادها در پيشند

لبها به صدا در آمد

مرگ من نزديک است

خوشحال دمي نيست شوم

نه با زمين اسير و ...

خنداش مهو شودو

لرزشي بر خاکش

دير زمانيست در خاکم

آتشي هست از آن در باکم

چگونه اينچنين تاب آرم

عمريست داز

ريشه هايم قطور در جنگ با ستم کارانم

خسته از ظلم خسته از باد

کي زمانيست که من طوفانم

ويران کنم هر چه درد آرانم

گاهيست به خوابي ژرف مي آرامم

در سکوتي دل انگيز من بيدام

خوشحال از آن همه رويا

به شادي بسوي هم قطارانم

نگاهم به تن سرد و زشت و زمخت

اندوهي بر دل

سنگين شود اين دستانم

به زمين مي کوبم

چي کردي با عزيزانم

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 18:46 توسط محمد| |

میروم

از من آزرده مشو،

ميروم از خانه ي تو،

قبل رفتن تو بدان عاشق و بي تقصيرم،

تو اگر خسته اي از دست دلم حرفي نيست،

امر كن تا كه بميرم به خدا مي ميرم...

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 18:44 توسط محمد| |

 

باز هم قلبی به پایم افتاد باز هم چشمی به رویم خیره شد

باز هم در گیر و دار یک نبرد عشق من بر قلب سردی چیره شد

باز هم از چشمه لبهای من تشنه ای سیراب شد, سیراب شد

باز هم در بستر آغوش من رهرویی در خواب شد

بر دو چشمم دیده می دوزم به ناز خود نمی دانم چه می جویم در او

عاشقی دیوانه می خواهم که زود بگذر از جاه مال و آبرو

او شراب بوسه می خواهد زمن من چه گویم قلب پر امید را

او بفکر لذت و غافل که من طالبم آن لذت جاوید را

من صفای عشق می خواهم از او تا فدا سازم وجود خویش را

او تنی می خواهد از من آتشین تا بسوزاند در آن تشویش را

او به من میگوید ای آغوش گرم مست نازم کن که من دیوانه ام

من به او می گویم ای ناآشنا بگذر از من من تورا بیگانه ام

آه از این در از این جام امید عاقبت بشکست و کس رازش نخواند

چنگ شد در دست هر بیگانه ای ای دریغا کس به آوازش نخواند...

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 16:1 توسط محمد| |

می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه ویرانه خویش

به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و دیوانه خویش

می برم تا که در آن نقطه دور شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه عشق زین همه خواهش بیجا و تباه

می برم تا زتو دورش سازم زتو ای جلوه ی امید محال

می برم زنده بگورش سازم تا از این پس نکند یاد وصال

ناله می لرزد می رقصد اشک آه بگذار که بگریزم من

از تو ای چشمه ی جوشان گناه شاید آن به که بپرهیزم من

به خدا غنچه شادی بودم دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله آه شدم صد افسوس که لبم باز بر آن لب نرسید

عاقبت بند سفر پایم بست می روم خنده به لب خونین دل

می روم از دل من دست بدار ای امید عبث بی حاصل...

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 16:0 توسط محمد| |

یک نگاه تو
می ارزد به تمام آن نگاه هایی که از من گرفتی.
و شوق لحظه ای با تو بودن
می ارزد به تمام آن همه تنهایی.
تنها لحظه ای با من باش تا تکرار بی تو بودن رخت بندد از روزگارم.
و من
فقط ، تنها به لحظه ای دلخوشم...

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 15:58 توسط محمد| |

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم.

همه تن چشم شدم خيره به دنبال توگشتم.

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم.

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

 

در نهانخانه جانم , گل ياد تو درخشيد,

باغ صد خاطره خندید,

عطر صد خاطره پیچید.

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم,

پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم,

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو , همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت,

من , همه محو تماشای نگاهت.

 

آسمان صاف و شب آرام,

بخت , خندان و , زمان رام.

خوشهء ماه فرو ریخته در آب,

شاخه ها دست برآورده به مهتاب.

شب و صحرا و گل و سنگ,

همه , دل داده به آواز شباهنگ.

 

یادم آمد تو به من گفتی: ((از این عشق حذر کن!

لحظه ای چند بر این آب نظر کن!

آب , آیینهء عشق گذران است.

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است,

باش فردا , که دلت با دگران است!

تا فراموش کنی , چندی از این شهر , سفر کن!))

 

با تو گفتم: ((حذر از عشق ندانم.

سفر از پیش تو هرگز نتوانم,

نتوانم!))

 

روز اول که دل من به تمنّای تو پر زد,

چون کبوتر بر لب بام تو نشستم.

تو به من سنگ زدی , من نرمیدم , نه گسستم.

باز گفتم که تو صیّادی و من آهوی دشتم,

تا به دام تو در افتادم , همه جا گشتم و گشتم,

حذر از عشق ندانم,

سفر از پیش تو هرگز نتوانم , نتوانم!

 

اشکی از شاخه فرو ریخت.

مرغ حق , نالهء تلخی زد و بگریخت...

اشک در چشم تو لرزید,

ماه بر عشق تو خندید.

یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم,

پای در دامن اندوه کشیدم,

نگسستم , نرمیدم...

 

رفت در ظلمت غم , آن شب و شبهای دگر هم,

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم,

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم...!

بی تو امّا به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...!

                                                           فدای تو حسین

نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 12:48 توسط محمد| |

خواستم كه شيدايت كنم مفتون چشمانت شدم

در عشق رسوايت كنم پاي بند پيمانت شدم

خواستم سخن از دل بگم

ديدم دل ميبري ، دين ميبري ، مومن به ايمانت شدم

گفتم مرحم نهم بر زخم خويش سازش كنم با اخم خويش

بيهوده بود تجويز من محتاج به درمانت شدم

خواستم پنهان كنم اين راز را اين سوز و اين گداز را

غافل كه من انگشت نماي شهر و سامانت شدم

مي دوني خيلي وقته كه رفتي

دلمو تكه تكه كردي

مثل يك تكه بلور من و از عمق وجودم ذره ذره كردي

يادته گفتي به من كه عاشقي

حالا باش ببين چه وعده كردي

تو گفته بودي طبيب دل بيماراني

پس طبيب دل من باش كه بيمار توام

تو هم رفتي رها كردي دلم را

دو صد چندان نمودي مشكلم را

نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 12:46 توسط محمد| |

در آغوشم بگیر

بگذار برای آخرین بار گرمی دستت را حس کنم

و مرا ببوس تا با هر بوسه ات به آسمان پرواز کنم

نگاهم کن و التماسم را در چشمانم بخوان

قلبم به پایت افتاده است نرو

لرزش دستانم و سستی قدمهایم را نظاره کن

تنها تو را می خواهم

بگذار دوباره در نگاهت غرق شوم

و بگذار دوباره در آغوشت بخواب روم

نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 12:45 توسط محمد| |

تا چشم ها را بستم
آرزويم تو شدي
فكر رفتن كردم
سمت و سويم تو شدي
تا كه لب وا كردم
گفتگويم تو شدي
در ميان سكوت شبهايم
جستجويم تو شدي
زير باران پر احساس خيال
شستشويم تو شدي
هركجا بودم من
پيش رويم تو شدي...
مهربان در تمام قصه هاي من
هيچ كس جز تو نبود
همه اويم تو شدي ...!
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 12:44 توسط محمد| |

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                     

                                                به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

بزار بهت گفته باشم که ماجرای ما و عشق                                                                    

                                               تقصیر چشمای تو بود ‌‌‌، وگرنه ما کجا و عشق ؟ 

سرم تو لاک خودم و دلم یه جو هوس نداشت                                                                  

                                                بس که یه عمر آزگار کاری به کار کس نداشت

تا اینکه پیدا شدی و گفتی ازاین چشمای خیس                                                                

                                                       تو دفتر ترانه هات یه قطره بارون بنویس

عشقمو دست کم نگیر درسته مجنون نمیشم                                                                    

                                                    وقتی که گریه می کنی حریف بارون نمیشم

رو ساحل سرخ دلت اسم کسی رو حک نکن                                                                 

                                              به اینکه من دوست دارم حتی یه ذره شک نکن

هنوز یه قطره اشکتو  به صد تا دریا نمی دم                                                               

                                                     یه لحظه با تو بودنو  به عمر دنیا نمی دم

همین روزا بخاطرت به سیم آخر می زنم                                                                      

                                                   قصه عاشقیمونو تو شهرمون جار می زنم
نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 12:44 توسط محمد| |

گنجشك با خدا قهر بود…….

روزها گذشت و گنجشگ با خدا هيچ نگفت .

 فرشتگان سراغش را از خدا مي گرفتند

 و خدا هر بار به فرشتگان اين گونه مي گفت:

مي آيد ؛

 من تنها گوشي هستم كه غصه هايش را مي شنود و يگانه قلبي هستم كه دردهايش را در خود نگاه ميدارد...
و سرانجام گنجشك روي شاخه اي از درخت دنيا نشست.

 فرشتگان چشم به لب هايش دوختند، گنجشك هيچ نگفت

و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگيني سينه توست.
گنجشك گفت :

 لانه كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام. تو همان را هم از من گرفتي.

اين طوفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي؟ لانه محقرم كجاي دنيا را گرفته بود؟

 و سنگيني بغضي راه كلامش را بست.
سكوتي در عرش طنين انداخت.

 فرشتگان همه سر به زير انداختند.

خدا گفت:

ماري در راه لانه ات بود.

باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند.

 آن گاه تو از كمين مار پر گشودي.
گنجشگ خيره در خدائيِ خدا مانده بود.!!!!!!!!
خدا گفت:

و چه بسيار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به دشمني ام برخاستي!

 اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. ناگاه چيزي درونش فرو ريخت …
هاي هاي گريه هايش ملكوت خدا را پر كرد …

نوشته شده در یکشنبه یکم خرداد 1390ساعت 12:43 توسط محمد| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت